گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت

گفته بودند که از دل برود یار چو از دیده برفت
سالها هست که از دیده‌ی من رفتی لیک
دلم از مهر تو آکنده هنوز
دفتر عمر مرا
دست ایام ورقها زده است
زیر بار غم عشق
قامتم خم شد و پشتم بشکست
در خیالم اما
همچنان روز نخست
تویی آن قامت بالنده هنوز
در قمار غم عشق
دل من بردی و با دست تهی
منم آن عاشق بازنده هنوز
آتش عشق پس از مرگ نگردد خاموش
گر که گورم بشکافند عیان می‌بینند
زیر خاکستر جسمم باقیست
آتشی سرکش و سوزنده هنوز ...
دیدگاه ها (۲)

ای ع‍ـشـق، پنـاهـگـاه پـنـداشـتـمـتای چـاه ِ نـه‍ـفـتـه راه ...

☆★قسم بر تاب گیسویت که مستمعجب کاری دوچشمت داده دستمفقط یک ل...

بماند که ندارمتبماند که هنوز دلم برایت تنگ استبماند که تکه ا...

گاهی دلت می‌‌خواهددنج ‌ترین گوشه دنیا بنشینی وبا خیال راحتدل...

عاشقانه

زیباو پر معنا بخونید که غرق در کلمات میشید

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط