من و تو آن دو خطیـم آری ، موازیــان به ناچاری

من و تو آن دو خطیـم آری ، موازیــان به ناچاری
که هردو باورمان ز آغـاز ، به یکدگــر نرسیدن بود
دیدگاه ها (۱)

هرکس مارا ز سر کوهیه تو مانه می کندداد و صد هزارا واویلا از ...

توقع دارند تو ساده باشی، تو نفهمی، تو بگذری، تو ببخشی. اما خ...

آمد ز پسِ پرده، امامِ دلِ عالمشد صاحبِ این عصر، ولیِّ حق و خ...

ولی زیبایی ادبیات فارسی``

من ندانم ز نگاه تو چه خواندم اما می‌دانم آن چشم ها قاتل دلخو...

زهر تو ز زهر هر جانوری بد تر است پس زهر آن ده هر چیزکه دردش ...

تو چرا جملہ نبات و شڪریتو چرا دلبر و شیرین نظریتو چرا همچو گ...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

بر بال نسیم صبح، پرواز خوش استشعر و غزل و سرود و آواز، خوش ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط