سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)
سناریو(درخواست یکی از فرشته ها بود)
(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ۱۸ داشتیم و اونا هم تحریک میشن)
بنگ چان(وقتی میرید خونه میگه): اون حرکتا رو دوباره برام اجرا میکنی؟
ات: اممم..کدوما؟
بنگ چان: همونا...
ات: اههه..چان بس کننن(با خنده)
بنگ چان:(یهو میاد نزدیک بغلت میکنه و میبرتت تو اتاق و بقیشم خودتون میدونید..)
لینو(وقتی میرید خونه): امروز تو اجرا خیلی سک.سی بودی!
ات:امم...چطور؟(با خنده و خجالت)
لینو: اون حرکتا...هرکی بود تحریک میشد!
ات:اااهااا...خب منظورت چیه؟(با لبخند ضایع و استرس)
لینو:(بدون اینکه چیزی بگی میاد نزدیکت،لباشو میاره نزدیک و تند تند لباتو مک میزنه؛بعد چند دقیقه ازت جدا میشه تو هم هنوز توی شکی که یهو لینو بغلت میکنه میبرتت اتاق و بعد...)
چانگبین: هیی ات؟
ات: بله؟
چانگبین: امروز تو کنسرت خیلی خفن بودی..و...
ات: خب..ممنون...
چانگبین: مثل همیشه باعت شدی تحریک بشم!ولی اینبار نمیتونم خودمو کنترل کنم!
ات: امم..چیزهه...تروخدا کنترل کن...الان نه!
چانگبین: گفتم که نمیتونم!(میاد نزدیک و از اونجایی که تو اتاق بودید پرتت میکنه رو تخت و بعد...)
فیلیکس: ات...میدونی چقدر پسر تو اجرا امروزت بودن؟
ات:امم...نه..چطور؟
فیلیکس: تو جلو اون همه پسر چرا اون حرکاتا رو اجرا کردی؟(بچم غیرتی شده)
ات: اوه..خوب ببین..من که نمیتونم حرکت و رقصا رو تغییر بدم...مجبور بودم...حالا تو قهر نکن!
فیلیکس: به یه شرط...
ات: چی؟
فیلیکس:(به اتاقت اشاره میده)
ات: اهههه...فیلیکس...نههه تروخدااا
فیلیکس:(یهو میاد نزدیک و بغلت میکنه و میبرتت اتاق...)
هان: اتت!امروز فوق العاده بودی!
ات: مرسیی هانیی...
هان:(یهو میاد نزدیکت و میگه)اون حرکات،نمیتونم فراموششون کنم!(بدون اینکه چیزی بگی یهو لباشو میاره جلو و شروع میکنه به مکیدن لبات)
(این بچه برای اون یکی کار خجالتیه)
هیونجین:اتت،اجرای امروزت باعث شد کاری کنی که کارای دیشب دوباره مرور شه!
ات: اهه..هیونجیننن...تروخدااااا...الان نهههههه
هیونجین: دیگه نمیشه کاری کرد!(هیونجین میاد جلو و بغلت میکنه و میبرتت تو اتاق و پرتت میکنه رو تخت و...)
سونگمین:اتت،من تحریک شدم!
ات: وااا..چرااا؟
سونگمین: اجرای امروزت...
ات: وایی نهه..خواهش میکنم
سونگمین: چاره ای ندارم!(میاد پرتت میکنه رو تخت و بعد...)
ای ان: اتتت..یچیزی بگم؟(بچه خجالت میکشه بگه تحریک شده)
ات: حتما!
ای ان: امممم...خب....چیزه...اممم...اجرای امروزت عالی بود(لبخند ضایع، مثلا میخواست بگه تحریک شده روش نشد)
ات: مرسیییی اوپااا(با خنده)
(نماز فراموش نشه!)
(وقتی رو صحنه اجرای مثبت ۱۸ داشتیم و اونا هم تحریک میشن)
بنگ چان(وقتی میرید خونه میگه): اون حرکتا رو دوباره برام اجرا میکنی؟
ات: اممم..کدوما؟
بنگ چان: همونا...
ات: اههه..چان بس کننن(با خنده)
بنگ چان:(یهو میاد نزدیک بغلت میکنه و میبرتت تو اتاق و بقیشم خودتون میدونید..)
لینو(وقتی میرید خونه): امروز تو اجرا خیلی سک.سی بودی!
ات:امم...چطور؟(با خنده و خجالت)
لینو: اون حرکتا...هرکی بود تحریک میشد!
ات:اااهااا...خب منظورت چیه؟(با لبخند ضایع و استرس)
لینو:(بدون اینکه چیزی بگی میاد نزدیکت،لباشو میاره نزدیک و تند تند لباتو مک میزنه؛بعد چند دقیقه ازت جدا میشه تو هم هنوز توی شکی که یهو لینو بغلت میکنه میبرتت اتاق و بعد...)
چانگبین: هیی ات؟
ات: بله؟
چانگبین: امروز تو کنسرت خیلی خفن بودی..و...
ات: خب..ممنون...
چانگبین: مثل همیشه باعت شدی تحریک بشم!ولی اینبار نمیتونم خودمو کنترل کنم!
ات: امم..چیزهه...تروخدا کنترل کن...الان نه!
چانگبین: گفتم که نمیتونم!(میاد نزدیک و از اونجایی که تو اتاق بودید پرتت میکنه رو تخت و بعد...)
فیلیکس: ات...میدونی چقدر پسر تو اجرا امروزت بودن؟
ات:امم...نه..چطور؟
فیلیکس: تو جلو اون همه پسر چرا اون حرکاتا رو اجرا کردی؟(بچم غیرتی شده)
ات: اوه..خوب ببین..من که نمیتونم حرکت و رقصا رو تغییر بدم...مجبور بودم...حالا تو قهر نکن!
فیلیکس: به یه شرط...
ات: چی؟
فیلیکس:(به اتاقت اشاره میده)
ات: اهههه...فیلیکس...نههه تروخدااا
فیلیکس:(یهو میاد نزدیک و بغلت میکنه و میبرتت اتاق...)
هان: اتت!امروز فوق العاده بودی!
ات: مرسیی هانیی...
هان:(یهو میاد نزدیکت و میگه)اون حرکات،نمیتونم فراموششون کنم!(بدون اینکه چیزی بگی یهو لباشو میاره جلو و شروع میکنه به مکیدن لبات)
(این بچه برای اون یکی کار خجالتیه)
هیونجین:اتت،اجرای امروزت باعث شد کاری کنی که کارای دیشب دوباره مرور شه!
ات: اهه..هیونجیننن...تروخدااااا...الان نهههههه
هیونجین: دیگه نمیشه کاری کرد!(هیونجین میاد جلو و بغلت میکنه و میبرتت تو اتاق و پرتت میکنه رو تخت و...)
سونگمین:اتت،من تحریک شدم!
ات: وااا..چرااا؟
سونگمین: اجرای امروزت...
ات: وایی نهه..خواهش میکنم
سونگمین: چاره ای ندارم!(میاد پرتت میکنه رو تخت و بعد...)
ای ان: اتتت..یچیزی بگم؟(بچه خجالت میکشه بگه تحریک شده)
ات: حتما!
ای ان: امممم...خب....چیزه...اممم...اجرای امروزت عالی بود(لبخند ضایع، مثلا میخواست بگه تحریک شده روش نشد)
ات: مرسیییی اوپااا(با خنده)
(نماز فراموش نشه!)
- ۵۸۱
- ۱۶ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۷)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط