من به سرگشتگی آهوی دشت من به درماندگی صخره و

من به سرگشتگی آهوی دشت من به درماندگی صخره و سنگ


من به آوارگی ابرو نسیم می مانم
من در این شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی به تو می اندیشم
من در شب که بلند است به اندازه حسرت زدگی شعر چشمان تو را می خوانم .
دیدگاه ها (۲)

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم بر این تکرار در تکرار پا...

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺑﻐﺾ ﺑﻮﺩ ﻛﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﻲ ﺍﺕ ﺷﻮﻡ ﮔﻢ ﺩﺭ ﺧﻴﺎﻝ ﻭ ﭘﺮ ﺯ ﭘﺸﻴﻤﺎﻧﻲ ﺍﺕ ...

ﻗﻠﺒﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﯼ ﻧﺎﺯﻧﯿﻦ ﻧﻔﺲ ﺩﯾﮕﻪ ﻧﻔﺲ ﻧﯿﺴﺖ ﺁﻩ ﺍﯾﻦ ﺯﻣﯿﻦ ﻭ ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﻭ...

زمستان نیز رفت اما بهارانی نمی بینم بر این تکرار در تکرار پا...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.92(از زبون ا.ت)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط