این ها همان هایی بودند که مادرشان نمیگذاشت حتی یک لحظه سر

این ها همان هایی بودند که مادرشان نمیگذاشت حتی یک لحظه سرشان از روی بالشت بیفتد همان هایی که مادرشان نمیزاشت لحظه ای پتو از روی عزیز دردونه اش کنار برود

همان های که زمستان ها جای گرم و نرم داشتند
و تابستان ها جای خنک و خوب

اما هنگام جنگ همان مادر ها با دست خودشان کیف عزیز دردونه هایشان را اماده میکردنند خودشان عزیزانشان را از زیر قران رد میکردند و خودشان بوسه ای به پیشانی فرزندانشان میزدند و سپس سربند یا فاطمه را میبستند
مادران به جگر گوشه هایشان میگفتند نمیخواهم از خانه خودتان بیرونتان کنم اما اگر حال شما نروید فردا همه ی ما را از وطنمان بیرون خواهند کرد این گونه بود خداحافظی عاشق پروران با جگر گوشه هایشان


عملیات کربلای-1مهران
تیر ماه 1365 دو رزمنده که از فرط خستگی خوابشان برده
دیدگاه ها (۱)

اینم حرف امروز داداش ابراهیم برای بچه های کانال ما

هند

شهادترا همه دوست دارند، اما زحمتکشیدن برای شهادت را چه!؟

اگـرمیـدانستی‌ڪه‌بـعدازمرگـت‌چـه‌زودفـراموشـت‌خـواهندڪرد‌بـر...

♦️ #این ها همان هایی بودند که مادرشان نمی گذاشت حتی یک #لحظه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط