تو پیاده رو به قیافه یکی خندیدم یارو رفت تو خیابون سوار پ

تو پیاده رو به قیافه یکی خندیدم یارو رفت تو خیابون سوار پورشه شد رفت، نشستم رو جدول کنار خیابون تا شب به خودم و قیافه خودم و زندگی کیـ ریم خندیدم
دیدگاه ها (۱)

دوست دختر کوچولوی من

و ماهم بر اساس قانون خدا , حاضریم تک تکون رو بکشیم !حتی نخال...

آی زن!در سرانگشتانت چه می‌گذشتآن هنگام که قالیِ جان مرا می‌ب...

یه نفر بطری اسید رو گذاشته کنار خیابون و یه بچه ۵ ساله پاش ر...

رومان عشق پنهانی (پارت5)

⟭𝑓𝑟𝑜𝑚 𝑓𝑟𝑖𝑒𝑛𝑑𝑠ℎ𝑖𝑝 𝑡𝑜𝑜 𝑙𝑜𝑣𝑒 ⟬𝑃𝑎𝑟𝑡 19نویسنده:«اونا شروع کردن به...

شُدم پیر و نجستم خانه ات راندیدم    گوهرِ    یکدانه ات رانچی...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط