چگونه

چگونه
سرمای زمستان را
بدون دستانت تاب بیاورم؟!
چگونه
شبهای بی رحم زمستان را
بدون تو به صبح برسانم؟!
چگونه
نبودنت را
به قلبم تفهیم کنم؟!
تو بگو چگونه...
دیدگاه ها (۳)

همه ﺍﺧﻄﺎﺭ ﻫﺎ “ﺯﻧﮓ” ﻧﺪﺍﺭﻧﺪﮔﺎﻫﯽ “ﺳﮑﻮﺕ ” ﺁﺧﺮﯾﻦ “ﺍﺧﻄﺎﺭ” ﺍﺳﺖ. .

من تو‌ خونَمون آخَری بودم ،یه حِسایی رو ‌تَجربه کردم که توبچ...

ای کاشقبل از " یلدا "می آمدی ؛تو نمی دانی کهاین یک دقیقه ی و...

امسالچه یلدایی شود ؛من و شصت ثانیه بیشتر ،به تو فکر کردن

تو نبودی من آمدم ،شاید دوباره دستانت را لمس کنم،یا چشمانت را...

مست لبهاى تو هستم که مرا لبريزىبه رگم تازه تر از صبح , غزل م...

کنج آغوشت اگر جایم دهی امشب مرامن پر آ وازه ترین معشوق دنیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط