وقتی میان کوچه سند پاره پاره شد

وقتی میان کوچه سند پاره پاره شد

چشمان غصّه دار فلک پر ستاره شد

ناموس کبریا وسط کوچه های تنگ

محصور یک شقی صفتِ بدقواره شد

تهمت زد و به دختر طاها دروغ بست

داعیّه دارِ دین، پسرِ زشت قاره شد

گفتم، گفت زود سند را بده به من

گفتم، بعد از آن که ستم بی شماره شد

با پنجه وسعت فدک اش را وجب گرفت

سیلی برای غصب فلک راه چاره شد

گفتند مست بود و صدایی نمی شنید

آنقدر زد که غنچه یاس اش عصاره شد

پا زد که بارِ شیشه ی آنرا بیفکند

اوّل نشد ولی چو لگد زد دوباره شد

چادر به پای مادر سادات گیر کرد

افتاد روی خاک و دلش پر شراره شد

گفتند یک طرف زده سیلی ولی حسن

پیگیرِ جستجوی دو تا گوشواره شد
دیدگاه ها (۱)

#مادر#السلام_علیک_یا_فاطمة#لعن_الله_قاتلیکوقتی میان کوچه سند...

وقایع ایام محسنیه1.شهادت آقا رسول الله صلوات الله علیه و آله...

چرا مادر سادات از امام حسن علیه السلام خواستن ماجرای کوچه رو...

غلامعلی رعدی آذرخشی شاعر تبریزی

🚩🇮🇷میدان با تو خیابان با ما🇮🇷🚩🇮🇷یاعلی مددی🇮🇷

نحن‌شيعةعلي‌بن‌ابي‌طالب🌸🌱#امیرالمومنین «علیه‌السلام» #مذهبی ...

#اللّهمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّڪَ‌الفَرَج🤲💚#یا_صاحب_الزمان_ادرڪن...

#اللّهمَّ‌عَجِّلْ‌لِوَلِیِّڪَ‌الفَرَج🤲💚

#الّلهُمَّ#صَلَّ#عَلَی#مُحَمَّد#وَ#آلِ#مُحَمّد#وَعَجَل#فَرَج...

هواللهم اجعل مآلي الأخير الشهادةَ في سبيلك — إلى جانب مهديك،...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط