تو همانی که دلم لک زده لبخندش را / او که که هرگز نتوان یا

تو همانی که دلم لک زده لبخندش را / او که که هرگز نتوان یافت همانندش را
منم ان شیخ سیه رو که در اخر عمر / لای موهای تو گم کرده خداوندش را
دیدگاه ها (۱)

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

#تکپارتی_سونگمیندلم میخواست با تمام وجود بغلش کنم و بهش بگم:...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

هر وقت دلتنگ می‌شوم ودلم میگیرد همان لحظه می‌فهممیک جای کار ...

____[The Forbidden Crossing]____

[پارت۳]کارلوس اسلحه رو گذاشت روی پیشونیه لونالونا ذوق مرگ شد...

پارت: 16 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**یونیفرم سیاه و سفیدِ کارم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط