در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم

در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم

به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
دیدگاه ها (۱)

ما بی غمان مست دل از دست داده‌ایمهمراز عشق و همنفس جام باده‌...

گـاهـی اوقـاتــــ مجبــوریـم قبـول کنیـم کـه بعضـی از آدمـا ...

من مست می عشقم هشیار نخواهم شدوز خواب خوش مستی بیدار نخواهم ...

مدیر کل دفتر بررسی سوانح سازمان هواپیمایی:برنامه‌ای برای ارس...

باز امشباز خیالِ تو غوغاست در دلمآشوبِ عشقِ آن قد و بالاست د...

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

#نگارا، وقت آن آمد که یکدم ز آن من باشیدلم بی‌ #تو به جان آم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط