پارت ۱

پارت ۱
از دیوار قصر پرید پایین
وقتی داشت از قصر فرار می‌کرد جیمین اونو دیده بود و همراهش اومده بود اولش نمیخواست اجازه بده تا اون بیاد ولی میدونست اگه نزاره جیمین میره و به پادشاه میگه پس اونم همراهش اومده بود
جیمین ۱۰ سال بود که به عنوان محافظش بود و مثل برادرش میموند
جیمین که داشت از ترس سکته می‌کرد گفت شاهزاده  بیاین برگردیم اگه بفهمن بی اجازه از قصر خارج شدیم تو دردسر میوفتیم.
جونگ کوک هوفی کشید و گفت من که مجبورت نکردم همراهم بیای می‌ترسی برگرد جیمین دیگ حرفی نزد و فقط دنبال جونگ کوک راه افتاد  بعد مدتی  هردو وارد گیسانگ خونه شدند
جونگ کوک عادت داشت بیشتر تو گیسانگ خونه قمار کنه و علاقه ای به زن های اجاره ای نداشت اما اون پسر  شبیه بقیه نبود
وقتی داشتم از گیسانگ خونه خارج می‌شدند به پسری برخورد کرد و وقتی برگشت . 
پسر با صدای که شبیه صدای فرشته ها بود گفت معذرت میخوام
اون حتی نمیتونست حرف بزنه اون  محو زیبایی اون پسر شد
اون پسر واقعا زیبا بود  جیمین به شونه ی جونگ کوک زد و گفت شاهزاده چیزی شده خوبید  ؟ جونگ کوک برگشت و با ذوقی که دلیلش رو نمی‌دونست سریع به جیمین گفت من اون پسر رو میخوام اسمش چیه برام بیاریش
جیمین پوزخندی زد و گفت متاسفم اما نمی‌تونید اون پسر مثل بقیه ی هرزه های اینجا نیست  جونگ کوک که داشت گیج شده بود فورا  پرسید چرا ؟
جیمین با بیخیالی جواب داد اون پیشگوی ی مخصوص خانواده سلطنتی ولی چون شما اعتقادی به این چیزا نداشتید نتونستید ایشون رو ملاقات کنید .
روز های اپ یکشنبه و سه شنبه
دیدگاه ها (۱)

چند پارتی✨تعطیلات بود و ات همراه جونگ‌کوک برای چند روز به ای...

ᴘᴀʀᴛ ۲۳ | خونه‌ی جدیدماشین جلوی یه خونه‌ی بزرگ و شیک توقف کر...

پشت نقاب عشق 💗جونگ‌کوک دست ا.ت رو توی دستش گرفت و همراهش از ...

𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞 𝐋𝐨𝐯𝐞 | عشق دردسرساز𝐏𝐚𝐫𝐭 :𝟏هر روز صبح، وقتی می‌رسیدی ...

### پارت ۹: شکارِ سایه در شبِ بی‌پایانبعد از اون اتفاق، عمار...

پارت۲جونگ‌کوک هر روز با خونسردی ازم درباره‌ی جیمین سؤال می‌ک...

پارت ۸ | رئیس، شما مشکل دارین! 😂ساعت ده صبح بود.تهیونگ پشت م...

«فقط پیش تو »صدای چرخیدن کلید داخل قفل، سکوت خونه رو شکست.ا....

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁶⁷ویو: اتچند ساعت گذشته بود، ولی ه...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۷: شب اول، بدون تاج و تختخونه‌ی ساحلی کوچ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط