ما شدیم یه جمع لش هم خونه اخه انقد زدیم که ته شب نشه رفت

ما شدیم یه جمع لش هم خونه اخه انقد زدیم که ته شب نشه رفت خونه پس هر کی که بهتره دس به فرمونش باید بقیه رو تا صبح توی شهر بچرخونه ....
هم خونه واسه درد و دل بهتر از .... یه هم خونه ما با همیم با اینکه دوریم از خونه کسی نمیتونه ما رو بر گردونه خونه
دیدگاه ها (۱)

فیک تهیونگ (درخواستی)(پارت ۲)وقتی تولدشون رو یادت میره

پارت ۲۵ساعت از سه گذشته بود که صدای در اومد. نه کوبیدنِ آروم...

ترکشِ عشق (The Arrow’s Remnant)Part:23بقیشم که خودت می دونی ...

unknown part⁹سوهی: خیلی بیشعوری نارا: تو بیشتر سوهی : خب حال...

فردا صبح ساعت ۴ توی همون کلاس چشامو باز کردم و با صدای ته به...

......//برده ی زیبا//.....

پارت دوم | پشت نگاه سردت 🦋ویو آتزنگ خورد و من و جیا رفتیم سم...

محو زیبایی او پارت ۲۶ ویو رزا وارد اتاقم شدم .......خیلی قشن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط