دلم برای تو می سوزد

دلم برای تو می سوزد،
که این شب ها گوشه ای می نشینی و فکر می کنی
اگر اتاق ها گوشه نداشته باشند
با تنهایی ات چه کنی؟

برای خودم،
که این شب ها تا به تو فکر می کنم
حلقه ای دستِ چپم را پیر می کند
و تاریکی این خانه اگر
کفاف پنهان کردن اشک‌هایم را ندهد، چه کنم؟

برای او
که این شب ها بیشتر اگر روزنامه نخواند، چه کند؟


دلم می سوزد
و شما،
آقای محترم!
شما که چه نسبتی با این خانم دارید!؟
این زن میان تمام نسبت های خودش گیر کرده‌ست
مثل کوه نوردی مرده، میان کوه و دره گیر کرده‌ست
و آنکه از سقوط به اعماق درّه نجاتش می دهد،
مگر چند سال
با جنازه‌ای بر پشت زندگی می‌کند؟
دیدگاه ها (۱)

دلم برای تو می سوزد، که این شب ها گوشه ای می نشینی و فکر می ...

...

دلم برای تو می سوزد، که این شب ها گوشه ای می نشینی و فکر می ...

دلم برای تو می سوزد، که این شب ها گوشه ای می نشینی و فکر می ...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی،  باز  همانم که هما...

پینترست تلگرام و روبلاکس عزیزانم به جان خودم دلم براتون عین ...

#شعر_نو 🌟کجا دنبال مفهومی برای عشق می‌گردی؟🌻تو را گم می‌کنم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط