دستان گرمت را میان دستانم می پرستم

دستان گرمت را میان دستانم می پرستم

چه در بهار و تابستان ... وچه در پاییز و زمستان

لحظه لحظه با تو بودن را . کنار تو قدم زدن

در بارش یکریز باران را می پرستم

کوچه های بی قراری را دویدن با تو و به خیابان آغوشت رسیدن ها را می پرستم

در تب و تاب هیجان تازه تر سوختن را و دست در دست هم داشتن را می پرستم

اینکه نگاهم کنی و بگویی دوستت دارم و نگاهت کنم و بگویم عشقمی رامی پرستم

اینکه طعم لبانت شیرین تر از هر شربتی است فهمیدن رامی پرستم

تو آنقدر عشق به من می بخشی که من کنار تو بی نیاز ‘ بی نیازم

با تو من این عاشقی ها را عزیزم می پرستم

من و تو فرا تر از همه ی ...

اما و اگرهای این روزگاریم

خارج ار کلیشه های دیگرانیم

دوست دارم اینکه سر روی سینه ام بگذاری و من با تمام بودنم برایت قصه ی عشق بخوانم

شاید هم بهتر بود اینجا بجای این همه حرف و واژه

یک جمله یعنی « دوستت دارم عاشقانه » می نوشتم ؟

و یک بوسه هم پای نوشته ام می گذاشتم...



چهارمین ماه کنار هم بودنمون مبارک عشقم

از صمیم قلبم دوستت دارم
دیدگاه ها (۱)

به داشتنت مغرورم و یه دنیا خوشحالم که خدا فرشته ای رو آفریده...

هاوالادلم اسیرشه دسته خودممم نی

باتو هستما دیونه

ﻋﺸﻖ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﺪﻭﻥ ﺁﻧﮑﻪ ﮐﻪ ﮐﺴﯽ ﭘﯽ ﺑﻪ ﻗﺎﻧﻮﻥِ ﺑﯿﻦِ ﻣﺎ ﺑﺒﺮﺩﺭﻭﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪ...

#نیایش_صبحگاهی خدایا شکرت برای این لحظه،برای اینکه فهمیده ام...

حتما كه نبايد كلمه ى دوستت دارم را به زبان آورد؛اصلا دوست دا...

فاصله ای برای زنده ماندن جیمین روی زانوهایش جلوی من ماند، مث...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط