رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه مراقبه اومد بالای

رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه مراقبه اومد بالای سرم گف داری چیکار میکنی??منم گفتم دارم دعا میکنم خدا کمکم کنه!!

گف پس اینا چیه رو دستت?!?!?







منم یه نگا کردم گفتم:



وای باورم نمیشه خدا جوابارو بهم رسوند!!!!



یه دفعه مراقبه گفت: تورو خدا دعا کن منم شوهرگیرم بیاد
دیدگاه ها (۷)

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆p4کوک:خب خب بفرما...

پارت ۲: دیدارِ غیرمنتظرهسریع دویدیم سمتِ سالن پرواز، نفسم دا...

star key ring:6

Pat:6اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک . سرم و اوردم بالا و با خنده...

پارت ۶

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط