مضراب بزن بر تن این ساز برقصد

مضراب بزن بر تن این ساز برقصد
در معجزه ی پنجه ی شهناز برقصد
با زخمه بکش رعشه بر احساس نگارم
افسون بشود سر دهد آواز برقصد
"خوش باد شب و مستی و بزمی که درآن بزم
معشوقه به پا خیزد و با ناز برقصد"
پیمانه بزن پر بکن از آتش این شور
تا زلزله بر پا بکند .. باز برقصد
پیمانه بزن عربده با نیّت تکبیر
هر رکعت از این قافیه پرداز برقصد
یک جرعه بخوان از غزل خواجه شیراز
تا غنچه ی افسون شده طنّاز برقصد
مطرب نفس قافیه ام سوخت کجایی
مضراب بزن بر تن این ساز برقصد ....
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﺑﻪ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺩﻟﻢ ﺩﻟﺒﺮ ﻧﻮﺍﺯﯼ ﻣﯿﮑﻨﻢﺩﻟﺒﺮﻡ ﺷﺎﯾﺪ ﻧﺪﺍﻧﺪ ﻋﺸﻖ ﺑﺎﺯﯼ ﻣﯽ...

.. ﻋﺎﻗﺒﺖ ﯾﮏ ﺭﻭﺯ، ﻣﻐﺮﺏ ﻣﺤﻮ ﻣﺸﺮﻕ ﻣﯿﺸﻮﺩ.ﻋﺎﻗﺒﺖ ﻏﺮﺑﯽ ﺗﺮﯾﻦ ﺩﻝ ﻧﯿﺰ،...

در شهر تو میخانه زیاد است، ولی من...شوریده و دیوانه زیاد است...

...ته صف بودم. به من آب نرسید. بغل دستیم لیوان آب را  داد دس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط