وووووووی مگه میشه از تو سیر شد..نکن همچین نساز همچین..اتی

وووووووی مگه میشه از تو سیر شد..نکن همچین نساز همچین..اتیش میگیرم از دیدنت..دارم برات پل پل میکنم خوب..دورت بگردم.فلبم..نفسم.عمرم




پیش من باز نکن چادر جادویی را
ول کن این طرز جسورانه ی دلجویی را


مو نشانم نده، هر بار ترک خورد دلم
آتلی نیست ببندد ترک مویی را

آسمان تو زیادی به خودش مغرور است
تا بنا کرد زمین شیوه ی کم رویی را

دکترم گفت که قند لب تو پایین است
بده یکبار فقط بوسه ی دارویی را

کم بکن وزن غزلهای لبت را چون من
از برم آن همه شعری که تو میگویی را

انقدر خیره نشو دزدکی از پنجره ها
یادم انداخته چشمان تو پررویی را

چون که خال تو درآورد به یک چشم زدن
پدر حافظ و داد من هندویی را

کوچ موهای تو در حد هنر پیشه گی است
در بیاور لج پرویز پرستویی را

عشق، کاری بکن این بار کسی غیراز من
دل نبندد الکی طره ی گیسویی را
دیدگاه ها (۳)

عزیز دل منعزیزتر از جانمهم نفسم..عشقم..میدانی چه میکنی با من...

فدای دلت دنیام..ممنونم ازت که هستی..جون من پیش تو ناقابل هست...

وای میسوزاند. چشمهایت..میکُشد مرا صورت ماهت..چقدر حرف پنهان ...

صدا که نمیشود کمی از تمامت را بفرست.تا دوام بیاورم.. دورت بگ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط