‍ مقدور هست درد دلی با شما کـــــــنم ؟

‍ مقدور هست درد دلی با شما کـــــــنم ؟
یا گاه نام کـــــــــــوچکتان را صدا کنم؟
اصلاً امید هست کــــــه با دست هایتان
این دست هـــای غم زده را آشنا کنم؟
ساکت نشسته اید ، مـــرا سرزنش کـنید
ساکــت نشسته اید ، لب گریه واکنم؟
الله اکــــــبر از جبروت سکـــــــــــــوتتان
طغیان کــــــنید تا به شما اقتدا کنم . .
فرصت دهید تا پس از آن روزهـــــای تلـخ
دنیای خوب تازه تری دست و پا کـــنم
غـم های من اگــــرچه بزرگند ، لحظه ای
فرصت دهید تا همـــــــه را برملا کنم
نه جرئتی کــه بشکنم این بغض کهنه را
نه تاب و طاقتی کــه شما را رها کنم
هی دلخوشم به اینکه شبی لای خوابها
یک بار نام کـــوچکتان را صدا کنم .....
دیدگاه ها (۸)

آخرین دیدار بابا با نگاهی خوب نیستروزگار دخترت با این سیاهی ...

سال ها بلبل زبانی کرده امبا وجودم نغمه خوانی کرده امسال ها ب...

گرچه به شب رسیده ام با تو سفر نمی کنمزخمِ دگر نمی خرم ، م...

این منِ سرگشته دارد آرزوی دیدنتبی قرارم کرده ای بانو ، تو با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط