آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت

آن چنان غرق تو بودم که خودم یادم رفت
خیره در چشم تو آنقدر که غم یادم رفت



نذر چشمان تو هر شب به حرم می رفتم
محو چشمان تو بودم که حرم یادم رفت



بین دستان تو با من دو قدم فاصله بود
دو قدم فاصله تنها، دو قدم یادم رفت



خواستم نام تو هر روز به یادم باشد
پشت دستم بنویسم... که قلم یادم رفت



کاش میشد به من و حرف دلم گوش کنی
کاش باور بکنی حرف خودم #یادم_رفت..!
دیدگاه ها (۲)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_41با حال خراب وارد خونه شدم ...

برده عمارت جئون

پارت ۱۹ 🖤مین‌سو لبخند کوتاهی زد.— «قبل از اینکه بترسی، فقط م...

𝒎𝒚 𝒍𝒊𝒂𝒓𝘾𝙝𝙖𝙥𝙩𝙚𝙧:2𝙋𝙖𝙧𝙩:5^دوباره دارم همون کارو باهاش میکنم،هیو...

وقتی داداشته....*تک پارتی*جیمین و ات چند وقتی بود که ناخداگا...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆       ۲۰ پارتچند دقیقه گذشت.....

ستاره ی من (پارت۷) (فالو:فالو)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط