آرام باش عزیز من

آرام باش عزیز من
آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب
برق و بوی نمک
ترشح شادمانی
گاهی هم فرو می رویم
چشم هایمان را می بندیم
همه جا تاریکی است .

آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون می آوریم
و تلألو آفتاب را می بینیم
زیر بوته ای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری طالع می شود.


شمس_لنگرودی
دیدگاه ها (۷)

حکایت دریاست زندگی”آرام باش عزیز منآرام باش.حکایت دریاست زند...

آرام باش عزیز‌ من! آرام باش. دوباره سر از آب بیرون می‌آوریمو...

✦ اولین گناه ✦فصل پانزدهم: ردِ پایی که در تاریکی گم شدسیلی.د...

007-پنهان در مه - پارت ۹۰

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱³²/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

آرام باش عزیز من،آرام باش حکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب...

آرام باش عزیز من ، آرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتا...

‌آرام باش عزیزِ منآرام باش...حکایت دریاست زندگی!گاهی درخشش آ...

آرام باش عزیز منآرام باشحکایت دریاست زندگیگاهی درخشش آفتاب، ...

#شیراز_اکو_پارک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط