در خیالم پشت سرت آب ریختم نه برای اینکه برگردی ، تا پاک ش

در خیالم پشت سرت آب ریختم نه برای اینکه برگردی ، تا پاک شود هرچه رد پای توست از زندگی

.
دیدگاه ها (۲)

از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردمو هنوز نمی دانم...

دست از سرم بردار برو / ندارم حوصله ی این حرفاروهمه یادگاریات...

همیشه درد از دیگران استگاهی از نبودنشانگاه از بودنشان

این تو نیستی که مرا از یاد برده ایاین منم که به یادم اجازه ن...

هر طوری رفتار کنی بازم آدم ها پشت سرت حرف میزنن پس برای خودت...

از آب میترسن و هنوز بلد نیستن شنا کنند، پشت مادر سوار شدن تا...

💔 چشمان توست مصحف غم های کربلا خون می‌چکد از ردِّ دیده‌ات......

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط