رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تورا

رفتم که داغ بوسه ی پر حسرت تورا

با اشڪهای دیده ز لب شستشو دهم

رفتم ڪه ناتمام بمانم در این سرود

رفتم ڪه با نگفته به خود آبرو دهم

‍‌
دیدگاه ها (۱)

گفتم که سوخت جانم از آتش نهانمگفت آنکه سوخت او را کی ناله یا...

بیا ای برگ پاییزی ،گمانم با تو همدردم ...#محمود_عابدی￿

#پروفایل

الهی!من در کلبه فقیرانه خود چیزی دارم که تودر عرش کبریایی خو...

گر عشق تو باشد همہ وقت شاہ جهانماز غنچہ ے گل تا بہ هزار بوسہ...

این شعر را برای تو می‌گویمدر یک غروب تشنه‌ی تابستاندر نیمه‌ه...

برادر ناتنی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط