داستان من و تو از آنجا شروع شد ,

داستان من و تو از آنجا شروع شد ,
که پشت شیشه ی بی جان موبایل به هم جان دادیم...
با دکمه های سرد کیبرد,دست های هم را گرفتیم و گرمایش را حس کردیم...
با صورتک ها,همدیگر را بوسیدیم و طمع لب هایمان را چشیدیم...
آهنگی را هم زمان با هم گوش کردیم و اشک ریختیم...
شب بخیر هایمان پشت خط های موبایلمان جا نمی ماند...
امروز داستان برگشت...
آغوش هایمان واقعی,بوسه هایمان حقیقی,اما با این تفاوت که دیگر من وتو نبودیم...
هرکداممان یک'او'داشتیم....
تو با او هستی و من در حسرت بودن با تو پشت شیشه ی سرد موبایل...
دلم لک زده برای یک صورتک بوسه....!
دلم لک زده برای یک آهنگ همزمان....
دلم لک زده برای یک شب بخیر و...
دیدگاه ها (۲۳)

ﮐﻢ ﮐﻢ ﯾﺎﺩ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﮔﺮﻓﺖ . . . ﺗﻔﺎﻭﺕ ﻇﺮﯾﻒ ﻣﯿﺎﻥ ﻧﮕﻬﺪﺍﺷﺘﻦ ﯾﮏ ﺩﺳﺖ ...

مـریضم ، ، ، ، بـدنم درد میکنـد . . . . تب دارمـ ، ، ، ، ...

سلام دوستای خوبم... حالتون خوبه؟ من چند وقته همش میام اینجا ...

سلام دوستای گلم...خوبید؟ این هزارمین عکس من تو ویسگون هستش.....

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.108(از زبون ا.ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط