گفتم #خدایا چگونه آغاز کنم؟؟؟

گفتم #خدایا چگونه آغاز کنم؟؟؟
گفت به نام من
گفتم خدایا چگونه آرام گیرم؟؟؟
گفت به یاد من
گفتم خدایا خیلی تنهایم؟؟؟
گفت تنها تر از من؟
گفتم خدایا هیچ کسی کنارم نمانده؟؟؟
گفت به جز من
گفتم خدایا از بعضی ها دلگیرم
گفت حتی از من؟
گفتم خدایا قلبم خالیست
گفت پرکن از عشق من
گفتم دست نیاز دارم
گفت بگیر دست من
گفتم با این همه مشکل چه کنم؟؟؟
گفت توکل کن به من
گفتم احساس میکنم خیلی ازت دورم
گفت نه،نزدیکترین به تو، من
گفتم برای ارزوهایم چه کنم؟؟؟
گفت تلاش و به امید من
گفتم خدایا چرا اینقدر میگویی من؟؟؟
گفت چون من از تو هستم و تو از من....
دیدگاه ها (۱)

چای میریزم ولی تنها خیالت بامن استطعم قندان لب وچشم زلالت با...

تنهای تنهایی:بغض خود را بشکن و بی هر بهانه گریه کنشرم را گاه...

من خلــــق شــدم تاکه پریشــان تو بـاشمدیوانـــه وسرگشتـــه...

من پر از دردم بیا ،یک ذره دلداری بدهفصل پایانی به این دوری ا...

★ازدواج اجباری...p⁵بعد رفتن خانواده ها با پتویی که پیچیده بو...

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 193♡⁠。⁠)⁩هق هق ...

____[The Forbidden Crossing]____

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط