پارت
پارت ۴۳
ته:اههه باشه،ولی........
سرش رو نزدیک گوش کوک برد و با صدای بمش گفت:شب باید برام خوب جبران کنی. اکی بیبی؟
وقتی حرفش تموم شد مکی به لاله گوش کوک زد و جاش رو لیسید
(ویو ته)
سرم رو عقب بردم و با چهره کیوتش که سرخ شده بود و داشت با دستاش بازی میکرذ رو به رو شدم
واییی اخه یه پسر چقدر میتونه کیوت باشه خداااا الان قلبم وای میسه
ته:بهتره بریم پایین
کوک:با...باشه
دستش رو گرفتم و به سمت بقیه که پایین بودن رفتیم
یونگی:به به ببینین کیا اومدن یکم دیگه دیر میکردین فکر میکردم دارین عشق و حال میکنین
ته:یااا مگه ما شماییم که همه جا میاین رو کار
یونگی:هی ما کی این کارا رو کردیم
ته:پس اون من بودم که داشت تو ماشین بچه رو قورت میداد یا اون من بودم که تو مدرسه داخل کتابخونه پشت قفسه ها داشت میس مارک میزاشت
بونگی:باشه باشه فهمیدم دیگه ادامه نده
ته:(خنده)
جیمین:کم کم دارم فکر میکنم تهیونگ استاکر مونه
یونگی:راست میگی
جین:حرف زدنتون تموم شد بیاین غذا سرد شد
همه:اومدیم
داشتیم غذامون رو میخوردیم که یونگی گفت
یونگی:راستی نامجون چرا نیست؟
ته:راست میگه
جین:ادم عاقل شب رفته تو بالکن نشسته کتاب بخونه همون جا خوابش برده صبح که بیدار شده بود حالش خوب نبود
یونگی:نه دیگه این از عاقل بودن رد کرده(خنده)
کوک:پس امروز بیرون نمیریم که بگردیم
جیمین:اره باید همه با هم بریم
(فلش بک به غروب)
(ویو کوک)
جیمین:اهههه حوصلم سر رفته
کوک:منم
جیمین:چکار کنیم
کوک:نمدونم....نظرت چیه بریم بیرون یکم بگردیم
جیمین:فکر خوبیه من برم اماده شم
کوک:منم همینطور
رفتم تو اتاق که اماده بشم
رفتم سمت کمد که لباس بردارم
ته:جایی میری؟
کوک:میخوام با جیمین بریم بگردیم
ته:اها زود برگردین دیگه
کوک:باش
میخواستم لباسم رو در بیارم که یادم افتاد تهیونگ هنوز داخل اتاقه
کوک:میشه روت رو برگردونی
ته:بیبی بزودی که قراره لخت تو ببینم چرا خجالت میکشی
کوک:اخه....اهه بیخیال
لباسم رو در اوردم که دستای گرمی دور کمرم پیچید
ته:بدنت واقعا ادم رو تحریک میکنه
کوک:هی ته ولم کن بعدا
ته:یااا همش میگی بعد
کوک:اخه بچه لوس الان میخوام برم بیرون
ته:کی گفته من لوسم
کوک:(خنده)تو بچه لوس منی
ته:امشب میبینیم این بچه لوس چه کارایی بلده(نیشخند)
کوک:میبینیم....حالا ولم کن باید برم
ته:باشه
ولم کرد و لباسم رو پوشیدم
کوک:میبینمت
ته:میبینمت
و از اتاق اومدم بیرون و همراه جیمین از خونه خارج شدیم............
ته:اههه باشه،ولی........
سرش رو نزدیک گوش کوک برد و با صدای بمش گفت:شب باید برام خوب جبران کنی. اکی بیبی؟
وقتی حرفش تموم شد مکی به لاله گوش کوک زد و جاش رو لیسید
(ویو ته)
سرم رو عقب بردم و با چهره کیوتش که سرخ شده بود و داشت با دستاش بازی میکرذ رو به رو شدم
واییی اخه یه پسر چقدر میتونه کیوت باشه خداااا الان قلبم وای میسه
ته:بهتره بریم پایین
کوک:با...باشه
دستش رو گرفتم و به سمت بقیه که پایین بودن رفتیم
یونگی:به به ببینین کیا اومدن یکم دیگه دیر میکردین فکر میکردم دارین عشق و حال میکنین
ته:یااا مگه ما شماییم که همه جا میاین رو کار
یونگی:هی ما کی این کارا رو کردیم
ته:پس اون من بودم که داشت تو ماشین بچه رو قورت میداد یا اون من بودم که تو مدرسه داخل کتابخونه پشت قفسه ها داشت میس مارک میزاشت
بونگی:باشه باشه فهمیدم دیگه ادامه نده
ته:(خنده)
جیمین:کم کم دارم فکر میکنم تهیونگ استاکر مونه
یونگی:راست میگی
جین:حرف زدنتون تموم شد بیاین غذا سرد شد
همه:اومدیم
داشتیم غذامون رو میخوردیم که یونگی گفت
یونگی:راستی نامجون چرا نیست؟
ته:راست میگه
جین:ادم عاقل شب رفته تو بالکن نشسته کتاب بخونه همون جا خوابش برده صبح که بیدار شده بود حالش خوب نبود
یونگی:نه دیگه این از عاقل بودن رد کرده(خنده)
کوک:پس امروز بیرون نمیریم که بگردیم
جیمین:اره باید همه با هم بریم
(فلش بک به غروب)
(ویو کوک)
جیمین:اهههه حوصلم سر رفته
کوک:منم
جیمین:چکار کنیم
کوک:نمدونم....نظرت چیه بریم بیرون یکم بگردیم
جیمین:فکر خوبیه من برم اماده شم
کوک:منم همینطور
رفتم تو اتاق که اماده بشم
رفتم سمت کمد که لباس بردارم
ته:جایی میری؟
کوک:میخوام با جیمین بریم بگردیم
ته:اها زود برگردین دیگه
کوک:باش
میخواستم لباسم رو در بیارم که یادم افتاد تهیونگ هنوز داخل اتاقه
کوک:میشه روت رو برگردونی
ته:بیبی بزودی که قراره لخت تو ببینم چرا خجالت میکشی
کوک:اخه....اهه بیخیال
لباسم رو در اوردم که دستای گرمی دور کمرم پیچید
ته:بدنت واقعا ادم رو تحریک میکنه
کوک:هی ته ولم کن بعدا
ته:یااا همش میگی بعد
کوک:اخه بچه لوس الان میخوام برم بیرون
ته:کی گفته من لوسم
کوک:(خنده)تو بچه لوس منی
ته:امشب میبینیم این بچه لوس چه کارایی بلده(نیشخند)
کوک:میبینیم....حالا ولم کن باید برم
ته:باشه
ولم کرد و لباسم رو پوشیدم
کوک:میبینمت
ته:میبینمت
و از اتاق اومدم بیرون و همراه جیمین از خونه خارج شدیم............
- ۲.۴k
- ۰۱ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط