p32

p32
از درد ناله کردم
دیانا : اییییییی اهه متیو اهه
متیو : خب فک کنم بسه کوچولو
دوباره با ناله ادامه دادم
دیانا : معلومه که بسه عقده‌ای
خارجش کرد . بغلم دراز کشید و آروم صورتمو بوسید .
دندوما به هم ماسیدم و از ته دل گفتم .
دیانا : خیلی مریضی .
خندید لباسامو بهم داد .
بعد با خنده ادامه داد ؟
متیو : میرم حموم میای ؟
دیانا : نه . راستی امروز کلاس ویالون دارم .
متیو : آره معلم ویالونت میاد .
سری تکون دادم و رفت
لباسامو پوشیدم و دستمو روی شکمم کشیدم دیانا : متیووو
از داخل حموم جواب داد
متیو : بله عروسک
دیانا : خیلی خریییییییی گاوووو الاغغغغغغغغغغغغ
متیو : باشه توت فرنگی
اون دونس ناکارم کردی پسره احمق
از روی تخت بلند شدم و به سمت ویالونم رفتم و شروع کردم به تمرین ۲ خط رو نزده بودم که در اتاق زده شد .
فلورا : میدونم بیام تو
دیانا : آره بیا
وارد شد
فلورا : سلام من با شما کار داشتم
دیانا : بریم پایین بگو
جلو رفتم و پشت سرم اومد از راهرو و پله ها گذشتیم و روی کاناپه ای توی یکی از نشیمن های عمارت نشستیم .
فلورا : ام من میخواستم بدونم حالتون خوبه
دیانا : آره خوبم حرفتو بگو
فلورا : امم خب دیگه چی
دیانا : فلورا حرفتو بزن
فلورا : من اگه بگم آخه من از قول میدین کاریم نداشته باشین
سری تکون دادم
فلورا : شما از ارباب ریدل خوشتون میاد ؟
دیانا : نه ولی این زندگی منه دیگه دارم باهاش کنار میام
فلورا : اگه عاشق دختر دیگه ای بشه چی ؟
دیانا : خب نمیدونم . اگه ! تئودور . بیخیال میدونی بهش فکر نکردم .
فلورا : الان فکر کنید
دیانا : خب اون موقع این ازدواج اجباری تموم میشه منم میرم سراغ زندگیم
فلورا : یعنی برمی‌گردید عمارت مالفوی
دیانا : دیگه با لوسیوس کاری ندارم چرا میپرسی
سری تکون و ادامه داد
فلورا : من از من
دیانا : فهمیدم
فلورا : چیو
دیانا : از متیو خوشت میاد متوجه نگاه های خیره ، لبخند هات و حتی مو شونه کردن هات برای صدا کردنمون برای شام هم میشم .
فلورا : خیلی احمق ام نه
سری به معنی منفی تکون دادم
دیانا : اصلا
فلورا : شما خیلی خوش شانسی
با بغض گفتم
دیانا : اگه متیو دوستت داشت . یکی میکشتش و مجبورت میکرد باهاش باشی به نظرت خوش بخت بودی ؟
انگار از حرفش پشیمون شد و سری به معنی منفی تکون داد .
دیانا : خب
فلورا : از من تعریف میکنید ؟
دیانا : فلورا هیچ وقت تاکید می‌کنم هیچ وقت خودتو قربانی احساسات یه مرد نکن .

پارت بعد ۲۰ تا لایک
دیدگاه ها (۰)

🤍💙❤🤍💙❤🤍💙❤

P10وسایل ویالون رو جمع کردم حوصلم سر رفته بود ولی بیرون رفتن...

P9جولیا : استلا بگووواستلا : ول کن اصلا چیز مهمی نیست جولیا ...

p27دیانا : خیلی خوش گذشت بهم بعد کلی مدت متیو : منم همنطور ا...

p10متیو : هانی من میرم یه دوش بگیرم بعد باهم بخوابیم و بعد ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط