مدرسه که میرفتیم هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم معلم

مدرسه که میرفتیم هربار که دفتر مشقمون رو جا میذاشتیم معلممون میگفت "مواظب باش خودتو جا نذاری" و ما میخندیدیم و فکر میکردیم نمیشه خودمونو جا بذاریم بزرگ که شدیم بارها و بارها یه قسمت از خودمون رو جا گذاشتیم، توی یه کافه، توی یه خیابون،
دیدگاه ها (۲)

تک پارتی از:جیناسم:پس منتظرممدت ها بود جین عاشق دختری شده بو...

تک پارتیاز:جیهوپاسم:آغازی دوباره در تاریکیعلامت ها:+جیهوپ_سو...

I can be myself with himPart¹⁰²رفتم روی تختم و به میا زنگ زد...

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ³⁸. 𝑚𝑎𝑛𝑑𝑎𝑡𝑜𝑟𝑦 𝑠𝒉𝑎𝑟𝑒..𝓶𝓪𝓷𝓭𝓪𝓽𝓸𝓻𝔂 𝓼𝓱𝓪𝓻𝓮.(فلش‌بک __پنج سال...

#هم_خون_بی_خون𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³پانزده سال بعد...رینا ب...

خلاصه لایو امروز تهیونگ در ویورس:🐻🐻 غذا خوردم. با اعضا غذای ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط