ﺍﻣﺸﺐ، ﺁﻏﻮﺷﺖ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﻣﺎ !

ﺍﻣﺸﺐ، ﺁﻏﻮﺷﺖ ﻧﯿﺴﺖ، ﺍﻣﺎ !
ﺧﯿﺎﻟﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺁﻏﻮﺵ ﻣﯿﮑﺸﻢ
ﻣﻮﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﻣﯿﺒﻮﯾﻢ؛
ﻧﻮﺍﺯﺵ ﺻﻮﺭﺗﺖ ﺭﺍ
ﺑﺎ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯾﻢ
ﺑﻪ ﻫﯿﭻ ﻧﻤﯿﺪﻫﻢ .
ﺍﻣﺸﺐ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺍﺳﺖ !
ﻓﺮﺩﺍ ﺷﺐ ﻭ ﺷﺒﻬﺎﯼ ﺩﮔﺮ ﺭﺍ ﭼﻪ ﮐﻨﻢ !!!؟
دیدگاه ها (۱)

ﻣﻦ ﺍﮔﺮ ﺭﻭﻱ ﺗﻮ ﺣﺴﺎﺳﻢ ﻭ ﻏﯿﺮﺕ ﺩﺍﺭﻡﭘﺸﺖ ﺍﯾﻦ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺍﻡ ﻣﻦ ﻃﻖ ﻭ ﺣﮑﻤﺖ...

تو را دوست دارم، ولی رو نکردم فقط شعر گفتم، هیاهو نکردم نگفت...

گفتم مرو ای بود من،ای تار من ای پود منآتش مشو دودم مکن، اینگ...

نکند آنکه به دریا زده امشب دل توستکه پریشان شده دریا و چنین ...

👌 داستان کوتاه پند آموز✍👌 داستان کوتاه پند آموز✍ﻋﺎﺭﻓﯽ ﮐﻪ ﺩﺭ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط