خاطره ای از شهید حسن تهرانی مقدم

خاطره ای از شهید حسن تهرانی مقدم
راوی : برادر شهید

«چند روز قبل از شهادت شهید، ایشان به منزل آمد تا مادر را ببیند.
آمد دست مادر را بوسید و گفت: مادر من دیشب خوابی دیدم. خواب دیدم که از دنیا رفته ‌ام. در یک قبر تنگ و تاریک، دو ملک خشمگین و به شدت وحشتناک، از من سوال می‌‌کردند. آن‌ها با همان صورت ترسناک پرسیدند:
چیزی هم برای آخرتت داری؟
من هرچه فکر کردم چه بگویم؛ هیچ چیز یادم نیامد.
کمی تأمّل کردم تا اینکه این جمله به ذهنم آمد که بگویم من اقامه عزای آقا اباعبدالله الحسین (ع) را انجام داده و بر امام حسین (ع) گریه‌‌ها کرده‌ام.
تا این جمله را گفتم؛ قبر باز و روشن و بوستانی در مقابلم ظاهر شد.
إن شاء الله این موضوع اسباب این باشد که آنان از ما دستگیری کنند.»
او همان روز، زیرزمین منزلش را به حسینیه تبدیل کرد تا تعظیم شعائر الهی در آن انجام شود؛ یادگاری که هنوز هم از وی بر جای مانده است.

در مکتب امام حسین علیه السلام بمانیم تا سرباز امام مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف شویم .

اللهم عجل لولیک الفرج
اللهم الحفظ قائدنا الامام الخامنه ای

برای ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف و شادی ارواح طیبه شهدا و روح مطهر امام راحل ره و سلامتی مقام معظم رهبری صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
دیدگاه ها (۰)

شهید احمد مکیانگمنامی را دوست داشتدر وصیت نامه اش به این نکت...

امام و شهدا را یاد کنیم با ذکر صلوات اللهم صل علی محمد و آل ...

صلی الله علیک یا ابا عبدالله الحسین علیه السلام روزانه به نی...

خاطره ای از شهید محمود رضا بیضایی تاسوعای سال ٩٢ بود، بهمون ...

سلام بر تو ای امام شهید، ای شهید جانفدای امام زمان (عجل الله...

🌹این مملکت.مملکت امام زمانه عجل الله تعالی فرجه الشریف ✦‌‌‌‌...

سید الشهداء مقاومت شهید آیت الله امام سید علی حسینی خامنه ای...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط