پارت ۴
پارت ۴
پارت اخر
شب پارتی
ا/ت و پسرا داشتن الکل میخوردن که الکس و یونا اومدن سمتشون
الکس:سلام پسرا
هیونجین:سلام
فیلیکس:سلام الکس
جیهوپ:سلام
هیونجین:سلام
ا/ت:س..سلام
الکس:آها ببخشید یادم رفت بگم یونا دوست دختر جدیدم بچها یونا یونا بچه ها
ا/ت داشت دچار حمله ی عصبی شدید میشد
یونا دستشو آورد جلو تا به ا/ت دست بده
ا/ت:ببخشید من الان میام
ا/ت سریع به سمت دستشویی رفت دستشو لای موهاش فرو برده بود و جیغ میکشید
نه لعنتی نه......لعنتیییییی....
پسره ی دختر باز.........
هیونجین بدو بدو اومد پیشت
هیونجین:خو......خوبیییییی......
ا/ت:آره........خوبمممم......فقط نمیخوام اینجا باشم.....نمیخوام اون جلوی چشمم باشه....من میرم تو ماشین
هیونجین:باشه ما هم تا یه رب دیگه میایم تو ماشین
ا/ت رفت سوار ماشین بشه که الکس با سرعت زیاد زد بهش
یونا از ماشین اومد بیرون
یونا:چه غلطی کردی......پسره اشغال
پسرا اومدن و ا/ت رو دیدن
هیونجین:ا/تتتتت ا/تتتت
جیهوپ دوید سمت الکس و یقش رو گرفت
جیهوپ:اشغال کثافت با خواهرم چیکار کردی
الکس نیشخندی زد
الکس:همون کاری که همیشه میخواستم بکنم
جیهوپ:اگه چیزیش بشه زندت نمیزارم
جیهوپ اومد بالاسر ا/ت و یونا و دکتر هم بالاسر ا/ت بودن
یونا:رفیق من غلط کردم.......من اشتباه کردم..........لطفا بلند شو............
دکتر:خداروشکر چیزیشون نشده فقط دستشون شکسته و بدنشون بدجور ضرب دیده و باید دستشون رو گچ بگیرن
پسرا:چشم دکتر
چند ماه گذشت و همه به خوبی و خوشی زندگی میکردن
پارت اخر
شب پارتی
ا/ت و پسرا داشتن الکل میخوردن که الکس و یونا اومدن سمتشون
الکس:سلام پسرا
هیونجین:سلام
فیلیکس:سلام الکس
جیهوپ:سلام
هیونجین:سلام
ا/ت:س..سلام
الکس:آها ببخشید یادم رفت بگم یونا دوست دختر جدیدم بچها یونا یونا بچه ها
ا/ت داشت دچار حمله ی عصبی شدید میشد
یونا دستشو آورد جلو تا به ا/ت دست بده
ا/ت:ببخشید من الان میام
ا/ت سریع به سمت دستشویی رفت دستشو لای موهاش فرو برده بود و جیغ میکشید
نه لعنتی نه......لعنتیییییی....
پسره ی دختر باز.........
هیونجین بدو بدو اومد پیشت
هیونجین:خو......خوبیییییی......
ا/ت:آره........خوبمممم......فقط نمیخوام اینجا باشم.....نمیخوام اون جلوی چشمم باشه....من میرم تو ماشین
هیونجین:باشه ما هم تا یه رب دیگه میایم تو ماشین
ا/ت رفت سوار ماشین بشه که الکس با سرعت زیاد زد بهش
یونا از ماشین اومد بیرون
یونا:چه غلطی کردی......پسره اشغال
پسرا اومدن و ا/ت رو دیدن
هیونجین:ا/تتتتت ا/تتتت
جیهوپ دوید سمت الکس و یقش رو گرفت
جیهوپ:اشغال کثافت با خواهرم چیکار کردی
الکس نیشخندی زد
الکس:همون کاری که همیشه میخواستم بکنم
جیهوپ:اگه چیزیش بشه زندت نمیزارم
جیهوپ اومد بالاسر ا/ت و یونا و دکتر هم بالاسر ا/ت بودن
یونا:رفیق من غلط کردم.......من اشتباه کردم..........لطفا بلند شو............
دکتر:خداروشکر چیزیشون نشده فقط دستشون شکسته و بدنشون بدجور ضرب دیده و باید دستشون رو گچ بگیرن
پسرا:چشم دکتر
چند ماه گذشت و همه به خوبی و خوشی زندگی میکردن
- ۱۷۸
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط