جهانم تاریک هست

جهانم تاریک هست
همچوشب!
گاهی به دیدارم بیا
باهمان چراغ دستی قدیمی
که روزی خانه مان را روشن وگرم می کرد،
ولی امروز آنقدرکم سو شده
که بایدمواظب بود
دوباره زمین نخوریم..!
دیدگاه ها (۱)

‎‏تو چه دانی ‎که پسِ هر نگهِ ساده ی من ...‎چه جنونی،‎چه نیاز...

تو شلوغیِ اربعین دیدم زنی با عبای عربی روبروی حرم سیدالشهدا ...

وقتی کهتو بتابی بر دلم...جمعه هم باشد،از یاد می برددلتنگی را...

دلتنگینام شاعرانه یِ یک بیماریِلاعلاج است ..!

رسم زندگی

چپتر ۹ _ آرکانیوم و جنونماه ها گذشت...و سکوت خانه کوچک لیندا...

#part10هانا روی تختش نشسته بود، زانوهاش را بغل کرده و نگاهش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط