شاعری بارانیم در شوق دیدار رخت

شاعری بارانیم در شوق دیدار رخت
عصر را باخاطرات‌عشق‌توسر می‌کنم

جمعه‌ها با پیچک گل‌ها میان باغچه
پیچش‌ موهای زیبای تو از بر می‌کنم

آسمان چشمت ار بازی کند باقلب من
درکویرخشک‌هم‌باشم‌ تنت تر می‌کنم

در کنار پنجره این روز ‌های سرد را
درغم‌هجرتومن ازپیش‌سردتر می‌کنم

تابدانی‌‌دل‌برای‌من‌همین‌اشعار نیست
باز لب‌های تو را بابوسه‌ام تر می‌کنم
دیدگاه ها (۱)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

شاعری بارانیم در شوق دیدار رختعصر را باخاطرات‌عشق‌توسر می‌...

می‌تونم تو لحظه‌های بی‌کسیت، واسه تو مرحم  تنهایی باشممی‌تون...

....از من رمیده ای و من ساده دل هنوزبی مهری و جفای تو باور ن...

از من رمیده ای و من ساده دل هنوز بی مهری و جفای تو باور نمی...

تو نیستی و نمی دانی که نگاهت نبض تمام شعر های من ...

استوری عاشقانه طاقت

...امشب از شور تو در عشق فدا خواهم شددر سکوت از تب این هجر ف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط