پس از سالها آمده ای

پس از سالها آمده ای
روبه رویم نشسته ای
و اشک می ریزی
تو انگار نمی دانی
رگبار باران هم
هیچ ماهی روی خاک افتاده ای را
زنده نمی کند...
دیدگاه ها (۱)

خواهش میکنم قهر کردن را فراموش کنیدمخصوصا با آدم های مهم زند...

و این منم...زنی‌ تنهادر آستانه‌ی فصلی سرد،در ابتدای درکِ هست...

گاهی وقتها برای خودت زندگی کنطوری درخودت زندگی کنکه برای کسی...

‌من هیچ تصوری از آقای خوابیده در ذهنم ندارم؛تصور من از تو هم...

‌من هیچ تصوری از آقای خوابیده در ذهنم ندارم؛تصور من از تو هم...

هیئت تمام شد...همه رفتند و تو هنوزگوشه‌ای نشسته‌ایو آرام اشک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط