سناریو
سناریو
وقتی مریض میشی 🥺
نامجون: ( داشت از کتاب خوندنش لذت میبرد که صدای سلفه های تو رو شنید)
نامجون: ات....خوشگلم خوبی ؟؟!
جین:( برات سوپ درست میکنه و غر غر کنان میگه)
جین: مگه من نگفتم....میری بیرون لباس گرم بپوش نمیگی اگر چیزیت بشه من چیکار کنم هوممم ؟؟ ( نگران)
جیهوپ:( با انرژیه خیلی زیاد میاد پیشت ولی تو حالت خوب نیس اما سیع میکنی نشون ندی)
جیهوپ: ات حس میکنم حالت خوب نیس چیزی شده؟؟( نگران)
یونگی: ( از خواب بیدار شد و تو رو دید که داری سلفه میکنی)
یونگی: ات مریض شدی؟؟... اشکال نداره بیا بغلم
جیمین:( انقدر کیوت بازی درمیاره که خندت میگیره)
جونگکوک:( داشت گیم میزد که یهو تو رو دید که رنگت پریده بود و دست از گیم زدن برداشت)
جونگکوک: ات خوشگلم خوبی؟؟ مریض شدی؟؟ حالتت خوبهه هومم ( نگران)
تهیونگ: ( سوپ برات درست میکنه و حسابی ازت مراقبت میکنه)
تهیونگ: ات لطفاً مراقب خودت باش.... ناراحت میشم وقتی حالت خوب نیس
مرسیی که خوندید
(灬º‿º灬)♡
وقتی مریض میشی 🥺
نامجون: ( داشت از کتاب خوندنش لذت میبرد که صدای سلفه های تو رو شنید)
نامجون: ات....خوشگلم خوبی ؟؟!
جین:( برات سوپ درست میکنه و غر غر کنان میگه)
جین: مگه من نگفتم....میری بیرون لباس گرم بپوش نمیگی اگر چیزیت بشه من چیکار کنم هوممم ؟؟ ( نگران)
جیهوپ:( با انرژیه خیلی زیاد میاد پیشت ولی تو حالت خوب نیس اما سیع میکنی نشون ندی)
جیهوپ: ات حس میکنم حالت خوب نیس چیزی شده؟؟( نگران)
یونگی: ( از خواب بیدار شد و تو رو دید که داری سلفه میکنی)
یونگی: ات مریض شدی؟؟... اشکال نداره بیا بغلم
جیمین:( انقدر کیوت بازی درمیاره که خندت میگیره)
جونگکوک:( داشت گیم میزد که یهو تو رو دید که رنگت پریده بود و دست از گیم زدن برداشت)
جونگکوک: ات خوشگلم خوبی؟؟ مریض شدی؟؟ حالتت خوبهه هومم ( نگران)
تهیونگ: ( سوپ برات درست میکنه و حسابی ازت مراقبت میکنه)
تهیونگ: ات لطفاً مراقب خودت باش.... ناراحت میشم وقتی حالت خوب نیس
مرسیی که خوندید
(灬º‿º灬)♡
- ۵۴۵
- ۲۴ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط