در کتاب چار فصل زندگی

در کتاب چار فصل زندگی
صفحه‌ها پشت سر هم می‌روند
هر یک از این صفحه‌ها، یک لحظه‌اند
لحظه‌ها با شادی و غم می‌روند

آفتاب و ماه، یک خط در میان
گاه پیدا، گاه پنهان می‌شوند
شادی و غم نیز هر یک، لحظه‌ای
بر سر این سفره مهمان می‌شوند

گاه اوج خندۀ ما گریه است
گاه اوج گریۀ ما خنده است
گریه، دل را آبیاری می‌کند
خنده، یعنی اینکه دلها زنده است

زندگی، ترکیب شادی با غم است
دوست می‌دارم من این پیوند را
گر چه می‌گویند: شادی بهتر است
دوست دارم گریه با لبخند را
دیدگاه ها (۶)

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

#روزگارتون‌لبریز‌‌دلخوشی🌸🤍این‌که آدم یک جهان تنهاست #بعضی_وق...

عاقلان را دوست دارم عاشقان را بیشتردوست می‌دارم زمین را آسما...

وقتش رسیده که برمگردم به کشور عمان از کشورم میرم دلم برای اد...

پارت هشتدکتر: متاسفانه بیمار رو از دست دادین غم آخرتون باشهی...

لحظه‌ای که نازنین کنار سینا نشست، انگار زمان برای تمام آن پن...

خیلی از ما حتا بلد نیستیم آرزو کنیمو گاهی آرزوهایمان را هم ا...

هی کوچولو، اگه تو نبودی، هرگز نمی‌فهمیدم دوست داشتن یعنی چی؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط