𝓷𝓪𝓶𝓮 : 𝓜𝔂 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝓶𝓲𝓼𝓽𝓪𝓴𝓮

𝓷𝓪𝓶𝓮 : 𝓜𝔂 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝓶𝓲𝓼𝓽𝓪𝓴𝓮
𝓟𝓪𝓻𝓽:
____________________________________
روز بعد...
موقعیت : ساعت 8:34 خانه ملودی
ویو ملودی

با صدای زنگ گوشیم از خواب بیدار شدم.

یک هفته از دیدارم با ویکتور گذشته بود و نسبتا فراموشش کردم.
اون مرد هم دیگه بهم پیام نداد.

امروز با هیئت مدیره بیمارستان ملاقات داشتم، انگار کسی برای خرید بیمارستان میخواد بیاد دیدن کنه.

به حمام رفتم

1 ساعت بعد...

با در اومدن از حموم به سمت اتاق لباس ها رفتم و تیپ رسمی و شیکی زدم اسلاید (2) آرایشی نکردم، کلا به آرایش کردن عادت ندارم، ولی مهارت خاصی تو آرایش کردن دارمو بهترین آرایش ها با ریتم و ترتیب خاصی انجام میدم.

امروز تصمیم داشتم یه سر به آرایشگاه برم تا ناخونامو ترمیم کنم. پس سریع به سمت ماشین رفتم.

_ صبحتون بخیر خانم

_ صبح بخیر

بادیگارد لیست کارای امروز رو داد دستم و تا رسیدن به آرایشگاه مطالعه اش کردم.

_ رسیدیم خانم

_ شاید کارم طول بکشه، اگه گشنت شد، رستوران خوبی نزدیک اینجاست میتونی بری.

_چشم خانم، ممنون

به سمت آرایشگاه رفتم و کارمند اونجا منو همراهی کرد. روی صندلی نشستم.

30 مین بعد...

بعد اینکه ناخونام درست شد نگاهی بهشون انداختم، واقعا خوشگل شده بودن. (اسلاید 3)

صدای پچ پچ صندلی بغلی توجه منو جلب کرد که با دوستش حرف می‌زد.

_ اره، شنیدم پدرش تو بچگی ولش کرده. معلوم نیست چطوری به این جایگاه رسیده

_ وا سوال داره، منم اگر زیر خواب مردم بودم به همچین جایگاهی می‌رسیدم

و هردوشون زدن زیر خنده

وقتی متوجه این شدم که منظورشون من هستم، بلند شدم و نزدیک صندلی دختره شدم لب زدم

_ بلند شو

با تعجب نگام می‌کرد که دوباره داد زدم

_ گفتم بلند شو

با ترس بلند شد که یدونه زدم زیر گوشش، تا سرشو بلند کرد دومی هم زدم
. سرشو بلند کرد و با اشک بهم نگا کرد
تا اومدم بهش چیزی بگم موهام از پشت با شدت زیاد کشیده شد و رو زمین افتادم. از درد سرم اشک تو چشام جمع شد و دستام به خاطر سابیده شدن به زمین زخم شده بود.

خودمو به زور بلند کردم و دیدم پسری دختره رو بغل کرده، انگار دوست پسرش بود. پسره لب زد

_ چیشده عزیزم

دختره حالت مظلوم به خودش گرفت و گفت

_ او.. اون دختر خیلی یهویی بلند شد و زد تو گوشم.

پسره نگاهی به من انداخت به سمتم اومد تا خواست بزنه تو گوشم دستی مانعش شد و گفت

_ اینجا چخبره؟

سرمو برگردوندم که با تیا مو مواجه شدم. (اسلاید 4)
(اسلاید 5 استایل)

تا اومدم حرفی بزنم، دختره اومد و لب زد

_ هی آقا، این دختر خیلی یهویی اومد زد زیر گوشم

تیا مو نگاهی به من انداخت و گفت

_ معذرت خواهی کن ملودی

با چشمایی اشکی بهش نگاه کردم و تا اومدم حرف بزنم صدای مردونه ای از پشت اومد...

ادامه دارد...
دیدگاه ها (۶)

تولدم مبارک ✨

𝓷𝓪𝓶𝓮 : 𝓜𝔂 𝓫𝓮𝓪𝓾𝓽𝓲𝓯𝓾𝓵 𝓶𝓲𝓼𝓽𝓪𝓴𝓮𝓟𝓪𝓻𝓽:3___________________________...

وقتی به پارتی دعوت میشین ولی....همراه با موزیک بدنم و تاب می...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط