خنجری کـه بر پشتم خورد..بویش آشنا بود..
خنجری کـه بر پشتم خورد..بویش آشنا بود..
عطرش را خودم خریده بــودم
ﻫﯽ ﺭﻓﯿﻖ
ﺍﺯﺗﻮ ﭼﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ
ﺍﺩﻡ ﻫﺎ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺭﻡ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮎ ﺑﻌﯿﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﮑﯽ ﺍﺯﻫﻤﯿﻦ
ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺭﺍﺑﻪ ﻧﺎﻣﻢ ﮐﻨﻨﺪ
ديرباريدي باران...دير!
من مدت هاست
در غم نبودن او
خشكيده ام
عطرش را خودم خریده بــودم
ﻫﯽ ﺭﻓﯿﻖ
ﺍﺯﺗﻮ ﭼﻪ ﭘﻨﻬﺎﻥ
ﺍﺩﻡ ﻫﺎ ﺍﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺭﻡ ﺯﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﮎ ﺑﻌﯿﺪ ﻧﯿﺴﺖ ﯾﮑﯽ ﺍﺯﻫﻤﯿﻦ
ﺭﻭﺯﻫﺎ ﻣﯿﺪﺍﻧﯽ ﺭﺍﺑﻪ ﻧﺎﻣﻢ ﮐﻨﻨﺪ
ديرباريدي باران...دير!
من مدت هاست
در غم نبودن او
خشكيده ام
- ۳۶۰
- ۱۷ دی ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط