...

...
کسی در من خودش را حبس کرده کُنج پستو ها
نگاهی می کند در آینه مانند ترسو ها
نگاهی می کند اما همانی هست که قبلا
همان چشمان غمگین وُ همان لبها، همان موها
همان تنها برای یک نفر زیبا شدن ها وُ
هوای زندگیِ ساده ای ، دور از هیاهوها
چراغی روبرویش هست و دارد وِرد می خواند
که غول قصه ها ظاهر شود از قلب جادوها
کسی در خواب می افتد همیشه از بلندی ها
و می لرزد دلش در سینه مثل بچه آهوها
همان که می شمارد از خطوط چهره اش غم را
هووهای حسودش را هم از روی النگو ها
از آن روزی که رفتی خانه ام ساکت تر از قبل است
کسی در من خودش را حبس کرده کُنج پستو ها
دیدگاه ها (۲)

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

واما به پایان امد این دفترحکایت همچنان باقیست دوستان بدی اگه...

آنکه دل کاشت ولی دلهره برداشت منم .......آنکه دائم نفسش حس ت...

بخند بانوی شاعر! نبینمت غمگینبخند ای به فدایت هزار فروردین!ب...

..کسی در من خودش را حبس کرده کُنج پستو هانگاهی می کند در آ...

کسی در من خودش را حبس کرده کُنج پستو هانگاهی می کند در آینه ...

در گیرودار 40 سالگی بعد از یک روز سخت کاری و خلاصی از ترافیک...

---### موقعیت: فرودگاه لس‌آنجلس – سالن ورودی مسافران بین‌الم...

📜 عنوان فیک: همسر ساخته شده ژانر: روانی، مافیایی، دارک، سادی...

#ɬنویسندگیِ‌آیریس#BondـofـShadows#lپیوند‌سایه‌ها#ᎮᏗᏒᏖ..⁸مراس...

ᴘᴀʀᴛ34

The pulse of darkness: Black sunrise

قلب های شکسته پارت ۱۴کتابخانه - ساعت نه و نیم شبکتابخانه تق...

در جست و جوی حقیقت (پارت 10)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط