ای روح مرا تا به کجا می بری ام

ای روح مرا تا به کجا می بری ام

دیوانه ی این سرابِ خاکستری ام



می سوزم و می میرم و جان می گیرم.

با این همه هر بار زبان می گیرم



در خانه ی من پنجره ها می میرند.

بر زیر و بم باغ، قلم می گیرند



این پنجره تصویر خیالی دارد

در خانه ی من مرگ توالی دارد



در خانه ی من سقف فرو ریختنی ست.

آغاز نکن،این اَلَک آویختنی ست



بعد از تو جهانِ دگری ساخته ام.

آتش به دهانِ خانه انداخته ام
دیدگاه ها (۱)

بعد از تو خدا خانه نشینم نکند. ...

آواره ی آن چشم ِ سیاهت شده ام. ...

ته مانده ی یک مرد اگر برگردد. ...

اوضاع خراب است،مراعات کنید. ته ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط