این روزها

این روزها
زود سیر می شوم
بیمار نیستم
فقط رنگ چشم هایم
کمی کدر شده است
و صدایی
مدام در گوشم تکرار می شود
تکرار می شود
تکرار!
از پشت پنجره دست تکان می دهم
برای هیچ!
بیمار نیستم
ولی زود سیر می شوم
انگار
دهان که باز می کنم
بی اختیار
نام کسی را با بغض می خورم!
دیدگاه ها (۲)

یادم میآید شبی زیر ِ سوسوی مهتابی دو سایه تا صبح با هم سخن م...

باد تو را مو به مو به یاد می آورد باران ذره ذره من اما چنا...

مادر را مى گویم ، باید روزى هزاران بار دست و پاى َش را بوسید...

به خانه خواهم آمد اگر جاده‌های طولانی صد پاره شوند اگر این ت...

«پدرم....🥀بعد از تو، تمامِ پنجره‌های این خانه رو به تاریکی ب...

پارت سهپشت در، کسی منتظرم بودبدنم خشک شده بود.جرئت نفس کشیدن...

پژواگ در دنیا بی صدا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط