سال قبل دقیقا همین روز بود ...ماتو خونه بودیم اما مامانم

سال قبل دقیقا همین روز بود ...ماتو خونه بودیم اما مامانم و بابام به خواهرم و دامادمون رفته بودن بیمارستان...
ما خیییلی خوشحال بودیم...هر یک ربع یه بار هم زنگ میزدیم به مامانم ازش میپرسیدیم این فسقلی ما به دنیا اومد یا نه!!!!
تقریبا همین ساعت ها بود خدا این فرشته کوچولو رو زمینی کرد ...
کاتیای عزیزم سالروز زمینی شدنت رو تبریک میگم و برات هزاران آرزوهای خوب می کنم و درسته این که زمینی شدی اما ازت میخام همیشه فرشته بمونی...
تولدت مبارک عزیزم...
دیدگاه ها (۳۱)

پارت ۳۲

بچه ها،حالم جدی محبوبهمن شیش سال ابتداییم رو یه مدرسه دولتی ...

Anya x Damian پارت۵۵

P12تقریباً یک هفته از شبی که با جیمین وارد رابطه شده بود میگ...

امروز خورشید شادمانه ترین طلوعش را خواهد کردو دنیا رنگ دیگری...

درستہ ڪہ توے زندگے ادماے زیادے رو ملاقات میڪنیم 🌍 ، اما احتم...

یک سال بزرگتر شدی ، هنوز آدم نشدی تو ؟!! تا کی میخوای فرشته ...

نوش نگاهت خواهری من تولدت مبارکا باشه ...یادته کوچک بودیم من...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط