گاهی تصور کن

گاهی تصور کن

زنی را

نه زشت نه زیبا

درست شبیه من!


زنی که چشم هایش

هنوز دوره ‌گردِ نگاهِ تـوست

و هر شب

پرسه گردِ خیالی است

که بی تـو

به رویایی ختم نمی شود!



زنی که هر روز خودش را

دار می زند با مژه هایت

و جان می سپارد

در شبِ چشم هایِ تـو!



زنی که بیگانه شد با خود

وقتی که دیگر لب هایت

نامش را

به نجوایی درآغوش نکشید!



زنی که هر روز با اشک هایش

سیلی می زند برگونه های خود...



زنی فراموش کار

که تکه ای از تن اش را

درست همان جا که می تپد در سینه

جاگذاشت، در میان آغوشِ تـو!



زنی که با من در جدال است هر دم

و تـو را بهانه می کند، دم به دم!



زنی که

هیچ ...

گاهی به یادش باش!
دیدگاه ها (۲)

سیبی هستی آویزان از شاخه‌ای در آسمان باور کن عابد نیستم عاشق...

تنم آغشته به برگ هاست برگشته ام از جنگل و تازه فهمیده ام دوس...

به کسی که دوستش داری بگو که چقدر بهش علاقه داری و چقدر در ز...

ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﻣﻬﺮﺑﺎﻧﻢ ﺩﻟﻢ ﺁﻏﻮﺵ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻣﯽﻃﻠﺒﺪ ﺍﯾﻦ ﭼﻨﺪ ﺳﻄﺮ ﺭﺍ ﻧﻮ...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.37(از زبون ا.ت)این روزها ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط