موسی

موسی

عصایش ...

محمّد

کتابش ...

تو

چشمانت ...


#آشیانه
دیدگاه ها (۱)

وقتی کسی زیاد از رفتن حرف می زندقبلا رفته استفقط می خواهد مط...

من خاکستر شدم !اما تو ،تنها سیگاری را دیدیکه تمام شد ...#آشی...

عشق آدم را به جاهای ناشناخته می بردمثلا به ایستگاه های متروک...

هر وقت خواستم شعری بنویسمتو پیدا شدی و منمحو تماشای تو شدمو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط