تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمش

تو داانشگاه یه استاد داشتیم هرکی زیاد غیبت میکرد جلو اسمشو سوراخ میکرد! بعد اون سوراخا که سه تا میشد طرفو حذف میکرد! یه روز ک بد جور بارون میومد یه دختره دیر رسید سر کلاس‘ استادم نگهش داشت اسمشو پرسید. یه نگاهی به لیست کرد و گفت: خودت بگو‘ باهات چکار کنم ?بیرون بکنمت ‘خیس میشی. تو بکنمت ‘پر رو میشی! جلوتم که سوراخه! دختره بنده خدا قرمز شده بود رفت بیرون!
.
.
.
.
.
.
.
استاد بعد نیم ساعت تازه فهمید چی گفته:-)))))
دیدگاه ها (۱۹)

🖤My little girl~» 🖤دختر کوچولوی من~» 🖤Part تهیونگ شوکه شد......

پآرت⁹نوا و یونگی مثل همیشه از خواب بیدار شدن و رفتن...توراه ...

عروسک من😈🔞

‌ ‌ ‌ ‌ᅠ‌ ‌ ‌ ︵֪⏜֪࣪︵⏜࣪ ꒰‌  ࣭🧋  ‌꒱ ࣪⏜֪࣪︵֪⏜֪࣪︵< نامᰰه ا᷎ی ᷉از ...

★ازدواج اجباری...p³سرم گیج میرفت؛ نفسم بالا نمیومد!اصلا نفهم...

سناریو:وقتی تو خواب گریه میکردی و...مکنه لاین]جیمین:تو خواب ...

سه پارتی از هیوجین: (وقتی که....) p1بچه ها ممکنه داستان یکم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط