"تو" در چشمانی که

"تو" در چشمانی که
من دوست میدارم ثبت گَشته‌ای...
دیدگاه ها (۱)

سالها شد دلِ من رفت و ندانم بہ کجاست ؟

گاهی تمام وجودت گریه می‌کند جز چشمانت...

باغ و بستان دلم ، بذر تو دارد صنماتو نباشی دل مارا ثمری نیست...

به دردی دچارم که نه راهِ بغض می‌شناسدنه راهِ اشکفقط خیره می‌...

من لوکا را دوست میدارم

در دیدار یاری گشته ام که چهره ای هم مانند ماه دارد و رفتاری ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط