گل خونی
گل خونی
پارت 52
داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خودشو در اورد داشت دیک شو تنظیم میکرد که یک دفع وارد سوراخ کرد جونگکوک از درد شدید سر شو برد توی بالش تا بتونه جیغ بزنه تهیونگ که داشت هر لحظه توند تر میکرد که بعد 10 راند تموم کرد که جونگکوک از کمر دردی داشت میمورد میخواست بلند شو که افتاد زمین تهیونگ گرفتش
+ چرا بلند شدی
- میخواستم برم حموم
+ به من میگفتی میبردمت
تهیونگ جونگکوک رو بغل کرد برد گزاشت توی وان خودشم رفت اب رو باز کنه که وان پره اب شد که تهیونگ ابو بست رفت توی وان پشت جونگکوک نشت خود شون رو شستن تهیونگ جونگکوک رو بغل کرد اورد بیرون گزاشتش رو تخت که لباس شو بپوشه لباس جونگکوک رو داد پوشید و خودشم لباس شو پوشید
+ تو رو تخت دراز بکش من برم الان میام
- باشع
تهیونگ رفت پایین دید جیمین و شوگا دارن فیلم نگاه میکنن رفت قرص برای جونگکوک ورداره که شوگا اونو دید
& باز چیکار کردی
+ هیچی
& به جونگکوک بگو اماده شه که ۱ ساعت دیگه مهمونی شروع میشه
+ باشه بابا
تهیونگ رفت پیش جونگکوک قرص رو داد بهش خورد
+ باید اماده شیم بریم مهمونی
- باشه
جونگکوک و تهیونگ امده شودن امدن بیرون که دیدن جیمین و شوگا هم آماده ان
رفتن سوار ماشین شودن رفتم طرف مهمانی بعد نیم ساعت رسیدن پیاده شودن تهیونگ سویچ ماشین رو به خدمتکار که ماشین رو پارک کنه تهیونگ دست جونگکوک رو گرفت و رفتن جیمین هم دست شوگا رو گرفت که گم نشه رفتن توی مهمانی که همه به تهیونگ و جونگکوک..........
فقط بخواطر روز دختره پارت نوشتم 💕🥹✨
روزتون مبارک💕🎀🌸✨🥹
پارت 52
داشت کمربند جونگکوک در میاورد بعد هم کمربند خودشو در اورد داشت دیک شو تنظیم میکرد که یک دفع وارد سوراخ کرد جونگکوک از درد شدید سر شو برد توی بالش تا بتونه جیغ بزنه تهیونگ که داشت هر لحظه توند تر میکرد که بعد 10 راند تموم کرد که جونگکوک از کمر دردی داشت میمورد میخواست بلند شو که افتاد زمین تهیونگ گرفتش
+ چرا بلند شدی
- میخواستم برم حموم
+ به من میگفتی میبردمت
تهیونگ جونگکوک رو بغل کرد برد گزاشت توی وان خودشم رفت اب رو باز کنه که وان پره اب شد که تهیونگ ابو بست رفت توی وان پشت جونگکوک نشت خود شون رو شستن تهیونگ جونگکوک رو بغل کرد اورد بیرون گزاشتش رو تخت که لباس شو بپوشه لباس جونگکوک رو داد پوشید و خودشم لباس شو پوشید
+ تو رو تخت دراز بکش من برم الان میام
- باشع
تهیونگ رفت پایین دید جیمین و شوگا دارن فیلم نگاه میکنن رفت قرص برای جونگکوک ورداره که شوگا اونو دید
& باز چیکار کردی
+ هیچی
& به جونگکوک بگو اماده شه که ۱ ساعت دیگه مهمونی شروع میشه
+ باشه بابا
تهیونگ رفت پیش جونگکوک قرص رو داد بهش خورد
+ باید اماده شیم بریم مهمونی
- باشه
جونگکوک و تهیونگ امده شودن امدن بیرون که دیدن جیمین و شوگا هم آماده ان
رفتن سوار ماشین شودن رفتم طرف مهمانی بعد نیم ساعت رسیدن پیاده شودن تهیونگ سویچ ماشین رو به خدمتکار که ماشین رو پارک کنه تهیونگ دست جونگکوک رو گرفت و رفتن جیمین هم دست شوگا رو گرفت که گم نشه رفتن توی مهمانی که همه به تهیونگ و جونگکوک..........
فقط بخواطر روز دختره پارت نوشتم 💕🥹✨
روزتون مبارک💕🎀🌸✨🥹
- ۳۷۱
- ۱۹ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط