پارت دو خوابم

پارت دو خوابم
بعد اره ارتا همینجوری حرف میزد من هم خب باهاش حرف میزدیم و اون گفت دوسم داره و منم دوسش دارم و بوس کردیم همو بعد یه پلیس های عراقی خواستن بگیرنمونو نتونستن چون ما ایرانی بودیم و اون جا انگار زمان صدام بود که با ایرانیا مشکل داشتن
بعد ما

فرار کردیم رفتیم تو خونه یکی بعد اونا بهمون جا دادن و لباس عراقی دادن بهمون و مارو شبیه عربا کردن و ارتا هم خیلی خوشگل شده بود بعد ما هی فرار میکردیم بعد من یهو دیدم تو خونمونم بعد هیشکی نبود بعد من همه چیزای لازمو برداشتم بعد یه خانومه اومد و گفت ک
دیدگاه ها (۰)

بچه ها من دیشب یه خوابی دیدمخیلیی عجیب بودمن بودم و دو تا از...

فن های مانی لطفا این پیجو فالو کنید فالو شه لطفا

زندگی:p⁸ قلبم دیگه نمیتپید...اون بابام بود که داشت با یه زن ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط