پارت دو خوابم
پارت دو خوابم
بعد اره ارتا همینجوری حرف میزد من هم خب باهاش حرف میزدیم و اون گفت دوسم داره و منم دوسش دارم و بوس کردیم همو بعد یه پلیس های عراقی خواستن بگیرنمونو نتونستن چون ما ایرانی بودیم و اون جا انگار زمان صدام بود که با ایرانیا مشکل داشتن
بعد ما
فرار کردیم رفتیم تو خونه یکی بعد اونا بهمون جا دادن و لباس عراقی دادن بهمون و مارو شبیه عربا کردن و ارتا هم خیلی خوشگل شده بود بعد ما هی فرار میکردیم بعد من یهو دیدم تو خونمونم بعد هیشکی نبود بعد من همه چیزای لازمو برداشتم بعد یه خانومه اومد و گفت ک
بعد اره ارتا همینجوری حرف میزد من هم خب باهاش حرف میزدیم و اون گفت دوسم داره و منم دوسش دارم و بوس کردیم همو بعد یه پلیس های عراقی خواستن بگیرنمونو نتونستن چون ما ایرانی بودیم و اون جا انگار زمان صدام بود که با ایرانیا مشکل داشتن
بعد ما
فرار کردیم رفتیم تو خونه یکی بعد اونا بهمون جا دادن و لباس عراقی دادن بهمون و مارو شبیه عربا کردن و ارتا هم خیلی خوشگل شده بود بعد ما هی فرار میکردیم بعد من یهو دیدم تو خونمونم بعد هیشکی نبود بعد من همه چیزای لازمو برداشتم بعد یه خانومه اومد و گفت ک
- ۱۱۹
- ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط