دیروز بابام اومد اتاقم در زد گفت :اجازه هست بیام تو ؟منم

دیروز بابام اومد اتاقم در زد گفت :اجازه هست بیام تو ؟منم گفتم نه الان وقت ندارم!!!…….آره دیگه خونه ما اینجوریاس!!
فقط قراره آخر هفته بزرگای فامیل بیان خونمون جمع بشن بابامو راضی کنن که منو توی خونه راه بده
دیدگاه ها (۲)

#تپش.قلب.من Part 2مثل هر شب راجب اینکه چرا....چرا من همچین ز...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

پارت ۱۰ بعد از رفتن سوفیا، خونه دوباره ساکت شد.داشتم لیوان‌ه...

part 58″صدای زنگ در″جین« کوک برو درو باز کن»جونگکوک بلند شد ...

سلام قشنگام میخوام یه چند پارتی رو همزمان با فیکم بنویسموقتی...

رمان: تا وقتی که عاشقت شدم ------ادامه پارت ۲۴

marry without love

فیک تهیونگ

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط