شب آمده است و باز تو نیستی ای ماه من

شب آمده است و باز تو نیستی ای ماه من

ستاره ها محزون و بی قرار در کار شکفتنند

تا شاید سایه ای از روشنایی تو را بر پرده سیاه آسمان تصویر کنند

لحظه ها سکوت کرده اند و شب

با تمام عظمت و خلوت خود در من جاری است

ای خلوت گزیده در آسمان

سراغ تو را باید از کدام ستاره گرفت

با کدام نسیم میشود بسوی کوی تو وزید

از کدام پنجره میتوان تورا دید

کدام اینه از تو میگوید

شب آمده است و باز تو نیستی ای ماه من

و من مانده ام با اندوهی که مرا تا هیچ میبرد

شب با تمام عظمت و خلوت خود در من جاری است

من روی قلبم برای تو شعری نوشته ام

شعری که در یک شب مهتابی از شباویزها آموختم

سلام همه پروانه ها بر تو که شمع ها را مشهور کردی

و درود همه گلها بر تو که از همه باغ ها زیباتر بودی ...
دیدگاه ها (۱)

اصلا قرار نیست که سر خم بیاورم حالا که سهم من نشدی کم بیاور...

به شانه ام زدی کسی خانه نبود ، سنگریزه ای برداشتی و به شیشه ...

کاش ستاره ای میشدم تا هربار با هزار زحمت از لابلای پرده اتاق...

هنوز گاهی درست مثل شبهای مشق همه حرفهای مهم از نقطه ها به سر...

#ماه، تنها هم‌سفرِ شب‌های بی‌خوابیِ من است؛ همان‌که بی‌آنکه ...

معامله p7جونگ‌کوک چند ثانیه به تهیونگ نگاه کرد.بعد لبخند کوچ...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

پارت بیست و یکم

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

#تکپارتیچرا تنهام گذاشتی؟جیسونگمثل هر شب، دوباره رفته بود به...

سناریو جونگکوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط