امروز به “آنهایی” می اندیشم

امروز به “آنهایی” می اندیشم
که روی “شانه هایم” گریه کردند
و نوبت “من” که شد
“شانه ” خالی کردند
دیدگاه ها (۳)

شب با سکوت گرفته اشاگر ناجی زخم ها نباشددستی می کشدبر سر بی ...

شخصی از خدا پرسید:اگر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ا...

باز باران بی ترانهباز باران با تمام بی کسی های شبانهمی خورد ...

میدونی چیه...همیشه منتظر روزی بودم که یکی کنارم باشه که با د...

شانهٔ سنگ مزار شهدا امن‌ترین جای ِدنیاست برای گریه هایم 🤍🥲

می‌گویند مردها گریه نمی‌کنند...کاش یک‌بار جای من بودند؛جای پ...

می‌خواهم همیشه کنارم باشیتا اگر اندوه زمین روی شانه‌هایم افت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط